اینقد که اراجیف و شر و ور نوشتم خود شر و ور اینقد اراجیف نگفته خخخخ
چه جلبک مغزی بودم و هستم باز کی بشه 40 سالم شه بیام اینجا بخندم البته دیگه رمزشو یادم نره خیلی حرفه اینبارم رمزشو از کسی پرسیدم
رمز اینجا شماره تلفن اولین پسری بود که اومد تو زندگیم
هاهاها
الان که دیگه پسر نیست ولی رفتم رمزمو ازش پرسیدم حالا من چهل سالم شه دیگه باز برم بگم رمز وبلاگ منو بده مسخرس خدایا خودت منو شفا بده لطفا درکت نمیکنم چرا آفریدیم 30 سال تلف کردم هیچی به هیچی
میگم لاقل آذر تولدمه یه کادو خوب بهم بده لطفا
آخه بدیش اینه که هروقت میخوای یه کادو خوب بدی اولش تا سر حد مرگ دقم میدی بعد اون کادو خوبه رو میدی بعدم باز بعد یه مدت میگیریش
اصن موندم تو کارت ... فازت چیه خدا ؟ جدیدا خیلی با فازت مشکل دارم خودتم میدونی با عدالتت مشکل دارم با همه چی مشکل دارم خلقتت رو چه اساسیه ... خلاصه که ببینم چندسال دیگه به چه نتیجه ای میرسم
از 10 سال پیش تاا الان .... دوساله نماز نمیخونم بخاطره همین قضیه عدالت و فاز تو ... دارم تلاش میکنم اول درکت کنم ولی نمیکنم ... حالا جالبه همه تلاش میکنن هدایتم کنن
خدای من که خیلی هم مهربونی و اینو باور دارم فقط بهم بگو بفهمم قراره چه بلایی سرم بیاری آخرش دیگه اخه اینجور که بنده هات میگن از همه چی باخبری ماهم ظاهرا الکی داریم به خودمون امید میدیم که میتونیم تغییرش بدیم 
برچسب:
نویسنده: سینا کاظمی